چای تلخ
۲۶ دی ۱۳۹۱
همانطور نشسته، خیره به دستی که میلرزید، به دود بیرنگی که چه زود محو میشد، گفت: "خداحافظ، خیلی متشکرم، خانم".
بره گمشده راعی
هوشنگ گلشیری
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر