۲۶ دی ۱۳۹۱

همان‌طور نشسته، خیره به دستی که می‌لرزید، به دود بی‌رنگی که چه زود محو می‌شد، گفت: "خداحافظ، خیلی متشکرم، خانم".     

    بره گمشده راعی
    هوشنگ گلشیری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر